چشم‌پوشی از دستورات نوار دستور
پرش به محتوای اصلی
داشنگاه پیام نور
 

شهید مهدی عزیزی
کنگره شهدای دانشجوی دانشگاه بوشهر

زندگی نامه


زندگینامه شهید

شهید مهدی عزیزی فرزند محمد در تاریخ یکم مهر 1361 ، در محله ی اتابک هاشم آباد تهران به دنیا آمد. پسری زیبا و درشت اندام. پدرش نظامی بود و در شهرک توحید که مخصوص نظامی ها بود زندگی می کردند. کامش را با تربت سیدالشهدا باز کردند. در آن ایام جنگ، مهدی یک بچه چند ماهه و پدرش دائم در مأموریت بود.

مهدی از همان بچگی، همراه مادربزرگش به مسجد می رفت. ۷ ساله بود که مکبر مسجد شهرک توحید شد. به همین واسطه بود که به خواندن قرآن علاقه پیدا کرد تا جایی که پدربزرگش یک جلد قرآن از محل کارش هدیه گرفته بود و مهدی که کلاس سوم ابتدایی بود، از مادربزرگش خواست که قرآن را به او هدیه بدهد. یکبار هم سال 1375 زمانی که پدربزرگ و مادربزرگش از سفر حج برگشتند، برای مهدی یک هل یکوپتر سوغات آوردند اما او از مادربزرگ خواست به جای این سوغات، قرآنی که از مکه آوردند را به او بدهد. اغلب لباس مشکی می پوشید و می گفت تا قیام قیامت، عزادار حضرت زهرا )س( و فرزندانش هستیم. تابستان یکی از سا لهای کودکی اش بود که مادر تصمیم گرفت برای گذراندن ایام فراغت، او را در کلاس زبان و شنا ثبت نام کند، اما گفت به کلاس زبان نمی روم و به کلاس قرآن و شنا رفت. همیشه در شنا و قرآن، اول بود و تقدیرنامه می گرفت. کلاس پنجم ابتدایی

بود که وارد بسیج محله ی اتابک شد. با این که در خانه ی سازمانی شهرک توحید زندگی می کردند، به محض این که پنجشنبه، جمعه یا تابستان فرا می رسید، پیش مادربزرگش در محله اتابک می آمد و از همان زمان دوستان بسیار خوبی پیدا کرد.

بعد از گرفتن دیپلم، برای ورود به دانشگاه افسری، امتحان داد و تا زمانی که جواب آن بیاید به سربازی رفت. دو ماه نگذشته بود که جواب آن آمد و در دانشگاه افسری امام علی)ع( پذیرفته شد. شهید مهدی عزیزی، از بچگی عاشق امام خمینی)ره( بود، به طوری که تمام عک سها و سخنران یهای امام را که در کتا بهای درس یاش چاپ شده بود را جدا می کرد و در یک دفتر مخصوص م یچسباند. شهید چون دارای روحی هی جهادی بود، کار اداری را دوست نداشت و سال 1380 در سپاه استخدام شد.

شهید عزیزی در سال 1390 در رشته ی علوم سیاسی دانشگاه پیام نور استان سمنان واحد گرمسار مشغول به ادامه ی تحصیل شد. عشق و حب اهل بیت به ویژه عمه ی سادات باعث شد شهید مهدی عزیزی در تیر ماه 1392عازم سوریه و دفاع از حرم عقیله ی بنی هاشم حضرت زینب)س( شود که در تاریخ 11 مرداد 1392 به آرزوی دیرینه ی خود رسید و آسمانی شد

 وصیت نامه

بسم الله الرحمن الرحیم

کلُ شّی هالکُ الا وّجهه

همه چیز از بین می رود جز ذات پروردگار

با سلام و صلوات بر آخرین ذخیره ی الهی بر روی زمین حضرت مهدی)عج الله تعالی فرجه( و نجا تبخش بشریت از ظلمت و گمراهی و با سلام و درود و آرزوی طول عمر برای نایب برحقش امام خامنه ای)حفظه الله( خداوندا تو شاهدی که دوست داشتم همیشه سرباز راستین برای ولایت باشم؛

تو شاهدی که دوست داشتم بسیجی وار زندگی کنم. و اینک که به سوی تو می آیم امیدی جز کرم، عفو و بخشش تو ندارم.

ما را امید عفو تو مغرور کرد و بس گر شد خطا بدین سخن بی ریا ببخش

امروز دوشنب ه ساعت ۸ شب، دوست داشتم چند کلمه ای به عنوان وصیت از خودم داشته باشم. در دلم حر فهای زیادی برای گفتن دارم اما توان به قلم آوردن آنها را ندارم.

دوست داشتم آقای خودم حضرت حجت بن الحسن)علیه السلام( را می دیدم. دوست داشتم یک بار هم که شده آقا را می دیدم و بعد از این دیار فانی رخت برمی بستم.

آن سفر کرده که صد قافله دل همره اوست هر کجا هست خدایا به سلامت دارش

به تمام دوستان و آشنایان و تمام کسانی که این وصی تنامه را می خوانند بگویید هر کاری که می توانند بکنند تا مبادا آقا لحظه ای از آنها دلگیر و ناراحت شوند. از تمام دوستان و آشنایان تقاضا می کنم نگذارند رهبر انقلاب تنها و مظلوم بماند. به پدر و مادرم هم سفارش می کنم که در رفتن من بیتابی و گریه نکنند که این راهی است که همه می پیمایند. برای من طلب استغفار و بخشش از درگاه الهی بکنید.

به خواهرم توصیه می کنم که حجاب اسلامی خود را حفظ کرده و در تربیت اسلامی فرزندانش کوشا و صبور باشد. همچنین به برادرم نیز در مورد انجام فرامین و دستورات اسلامی توصیه مؤکد دارم.

در خاتمه از پدر و مادرم حلالیت می طلبم و از آنها طلب بخشش دارم. ا نشاءالله که مرا ببخشید.

ای خسرو خوبان نظری سوی گدا کن رحمی به من سوخته بی سر و پا کن

مهدی عزیزی 


مهدی عزیزی.png

مهدی عزیزی.jpg
شهید مهدی عزیزی.jpg

آدرس: تهران، مینی سیتی، بلوار ارتش، اول شهرک نفت، خیابان نخل، سازمان مرکزی دانشگاه پیام نور؛ صندوق پستی: 4697-19395
تمامی حقوق این سایت متعلق است به دانشگاه پیام نور
کل بازدیده ها: 19709
پنجشنبه 10 خرداد 1403